

یک پرنده کوچک به من یادآوری میکند
A Little Bird Reminds Me
خلاصه داستان
شینگ در یک تئاتر متولد شد، پدرش نقاش و مادرش بازیگر بود. در دوران کودکی او، مادرش در جای دیگری کار میکرد و شینگ و پدرش پشت صحنه زندگی میکردند. در اواسط دهه ۱۹۹۰، تئاتر به سالن رقص تغییر کاربری داد. پدرش کسبوکاری راه انداخت و مادرش خانهدار تماموقت شد. در دوران راهنمایی، شینگ برای دختری نامههای عاشقانه فرستاد اما هرگز پاسخی دریافت نکرد. در همین حال، رابطه والدینش با رفتن پدر به آرامی شروع به فروپاشی کرد. دوست شینگ، گوانگ، یک نوجوان شرور و خجالتی بود. او آرزو داشت خوشنویسی تمرین کند و از زندگی اوباشگری خلاص شود، اما پس از مجروح کردن کسی در یک دعوا، این فرصت را از دست داد. پدربزرگ شینگ در آستانه هزاره جدید درگذشت. در مراسم خاکسپاری او، پدر شینگ بازگشت، اما شینگ و پدرش نتوانستند کلمهای برای گفتگو پیدا کنند. پدربزرگ در وصیتنامهاش شینگ را تشویق کرد که بیوقفه برای تبدیل شدن به مردی بهتر تلاش کند.
نظرات کاربران
نظرت درباره این اثر چیه؟ اول وارد حسابت شو.
ورود